محمد وحید کیست؟


تا اسم دبیرستان البرز می آید، اولین اسمی که با آن می آید، محمد علی مجتهدی است. ولی خب، قبل از مجتهدی هم البرز، رئیسان بزرگ و باسواد و عاشق ایران کم نداشته است. اولین آنها، محمد وحید تنکابنی بود، که اتفاقا اولین رئیس ایرانی البرز بعد از خریداری مدرسه از آمریکایی ها بود

محمد وحید در سده نامه دبیرستان البرز

سده نامه دبیرستان البرز، ۱۳۵۴

محمد وحید از نگاه یکی از دانش آموزان ش

آموزش و پرورش، اسفند ۱۳۵۰، ، سال چهل و یکم، شماره شش؛ هوشنگ میر مطهری

و همین کتاب است که مرا به نوشتن این پست برانگیخت

محمد وحید در لابلای تاریخ

چاپ چهارم. طهران. ۱۳۴۷. روی جلد کتاب بالا میخوانید غافل از اینکه این ۱۳۴۷ قمری است و نه شمسی. و این یعنی چاپ چهارم کتاب در ۱۳۰۷ شمسی منتشر شده. یکی از نسخه هایی که من به آن دسترسی دارم ، چاپ هشتم کتاب است که در سال ۱۳۱۶ شمسی منتشر شده. نسخه اول کتاب در ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ شمسی توسط محمد وحید امضا و در همان سال و برای سال تحصیلی ۱۳۰۰-۱۳۰۱ منتشر شد و بعدها به تدریج جلدهای دو و سه و چهار هم به آن اضافه و شد یک دوره کامل جبر. توجه ما فقط روی جلد اول است

برای اینکه یک حسی از این تاریخ ها بگیریم از خاطرات عیسی صدیق استفاده می کنم که اتفاقا جزو همان گروهی بود که «در سال ۱۲۸۹ با دیگر شاگردان اعزامی دولت ایران به فرانسه روانه شد.» (یعنی خداییش یکی بیاد توضیح بده چه جوری اعزام دانشجو در آن زمان که اصلا ملت نمی دانستند دانش چی هست که آنرا بجویند، اینقدر خوب کار می کرده.) برگردیم. عیسی صدیق در یادگار عمر، جلد چهارم (صص. ۱۲۴-۱۲۵) می نویسد که در ۱۲۹۲ شمسی «نخستین امتحانات نهایی شش ساله متوسط صورت گرفت و ۱۸ پسر فارغ التحصیل شدند.» در همان سال هم جنگ جهانی اول شعله ور و تا ۱۲۹۷ امور فرهنگی تعطیل شد. دوباره که کرکره فرهنگ بالا کشیده شد، اولین کار این بود که شش دبیرستان غیر مجانی در تهران تاسیس شد. یادمون باشه که کتاب محمد وحید برای سال دوم و سوم مدارس متوسطه سه سال بعد از این تاریخ نوشته شده و اینطور که به آن فکر کنید متوجه اهمیت تاریخی آن می شوید، حتی اگر از محتوای آن اطلاع نداشته باشید

اصول جبر و مقابله مقدماتی

کتاب مثل همه ی کتاب های درسی ریاضی آن زمان ها بدون «مجید» بازی و فعالیت های مبتذل و بی معنی، کتاب ریاضی است، کتابی که مستقیما برای آنچه ارایه می دهد استدلال هم ارایه می دهد و تمام تلاش خودش را می کند که استدلال ها را به زبان مناسب برای مخاطب ارایه بدهد. راستش، این کار را من هم در نوشته های بسیاری انجام داده ام و برای همین اگر چه کتاب را به خاطر آن دوست داشتم، خیلی باعث تعجب و احترامم نشد به جز اینکه محمد وحید این طرز نوشتن را صد سال قبل از من انجام داده، که باعث حسودی ام شد و اینکه چرا بهتر از او نشدم. ولی اوج هنرمندی محمد وحید در انتخاب یا طراحی مساله ها و تمرین های کتاب است. به این یکی حتی حسودی ام هم نشد چون هیچ وقت نتوانستم به آن نزدیک هم بشوم و فقط پذیرفتم که صد سال پیش به اندازه دویست سال از من جلو تر بوده است. کتاب را در اینجا به اشتراک گذاشته ام که خودتان به آن دسترسی داشته باشید و در اینجا فقط دو مثال که من را از حد کف کردگی هم فراتر بردند ارایه می کنم

مثال اول. در آموزش جبر معمولا شروع این است که آنرا در برابر حساب قرار دهید و بگویید ببینید چه کارهایی با جبر می شود کرد که با حساب نمی شد کرد. یکی از چیزهایی (می خواستم به جای «چیزها» بنویسم «فعالیتها» و دیدم کتاب های درسی کنونی آنقدر فعالیت را به ابتذال کشیده اند، بی خیال شدم) که من همیشه استفاده کرده ام چیزی مثل این است: یک عدد انتخاب کن، هر چه می خواهی، دو تا به آن اضافه کن و نتیجه را یادداشت کن، حالا اون عددی را که انتخاب کرده بودی از نتیجه کم کن. ببین چقدر باحاله، همیشه نتیجه نهایی عدد دو است. البته خداییش معمولا چند تا جمع و تفریق و ضرب و تقسیم دیگه هم آن وسط قرار می دم که ماجرا طولانی تر بشه و اینقدر تابلو نباشه. ولی به هر حال، هدف اینه که یادگیرنده از حساب و محاسبه جدا بشه به سمت استدلال با اعداد حرکت کنه. حالا ببینیم محمد وحید چگونه این کار را انجام می دهد

کتاب وحید. چاپ اول

یادمان باشد که این مساله زمانی داده شده است که دانش آموز هنوز رسما یادنگرفته است که با عبارات جبری کار کند و این کسرهای جبری را با هم جمع و تفریق کند. واقعا مساله مثل یک جادوی لذت بخش است نه یک جادوی مبتذل مثل آنکه من به دانش آموزانم می دادم. در این حد که من الان هم که آنرا به طور جبری انجام داده ام و می دانم نتیجه چیست، هنوز نمی توانم آنرا باور کنم

اما مثال دوم را برای آنها می نویسم که «بتول همایون احتشامی کیست؟» را خوانده اند و یادشان است که در آنجا نحوه برخورد او را با دستگاه معادلات چند مجهولی با نحوه برخورد کتاب کنونی آموزش و پرورش با همان موضوع مقایسه کرده بودم (لازم است بگویم نتیجه چه بود؟) برای همین فکر کردم خوب است نحوه برخورد محمد وحید را هم با موضوع بنویسم. نوع توضیح درس کم و بیش شبیه کار بتول یا بهتر است بنویسم توضیح بتول کم و بیش شامل کار محمد وحید است. ولی چیزی که او را دوباره متمایز می کند، مساله هاست که شما را وادار می کند به بازنشتگی فکر کنید. در هنگام خواندن مساله زیر یادتان باشد که مساله خط کش و پرگار نیست

کتاب وحید. چاپ اول

ریاضی دان معروفی هست به اسم هالموس که یه جمله معروفی داره که می گه «مساله ها قلب ریاضیات هستند و دلیل اصلی وجود داشتن ریاضیات.» محمد وحید از ته قلب به این باور داشته در زمانی که هالموس هنوز به دنیا هم نیامده بود. برای همین ازش ممنونم و متاسفم که راه او آنچنان که شایسته بود ادامه پیدا نکرد

تشکر و تقدیم

تشکر از حسین موسوی ، دوست و معلم ریاضی عزیزی که محمد وحید را به من معرفی کرد و من را تشویق کرد که درباره او بنویسم. اما نوشته را تقدیم می کنم به محد کشاورز که وقتی «بتول همایون احتشامی کیست؟» را خواند برایم نوشت که «شما کمی سوگیرانه کتاب های درسی فعلی را نقد می کنید.» برای همین این دفعه آنها را نقد نکردم و توجه به ابتذال آنها را به خود خواننده واگذار کردم


Subscribe
Notify of

7 Comments
Newest
Oldest Most Voted
Inline Feedbacks
View all comments
محد کشاورز
1 month ago

سلام 🙂
من بالاخره موفق شدم به این صفحه دسترسی پیدا کنم.
خیلی ممنونم بابت این متن و متاسفانه انگیزه پیدا کردم برای اینکه همیشه توی نوشته‌ها ازم اسم برده بشه و معروف بشم، همیشه بیام انتقاد کنم 🙂

Zohreh Pandi
1 month ago

و ممنون که کتاب رو به اشتراک گذاشتید

Zohreh Pandi
1 month ago

این که در این نوشته هم مثال دستگاه معادلات رو آوردید، خیلی کیف داد هم اتصال جبر و هندسه و هم اتصال بین نوشته‌های او کیست …

و چقدر هم زیبا بود

Zohreh Pandi
1 month ago

ای وای. فکر کنم نظرم رو با تاکید روی 《کمی》خوندید و سعی کردید جبرانش کنید.

Zohreh Pandi
1 month ago
Reply to  Zohreh Pandi

نظره رو
نه نظرم رو

امیر
1 month ago
Reply to  Zohreh Pandi

هاها. تازه گرفتم منظور را. می‌دونی که من انتقاد پذیریم صفر است. تنها هدف این نوشته این بود که از محد انتقام بگیرم ا