راز روان نویسی


سلام دکتر اصغری یه سوال. متن هاتون هم جذابه هم روون نوشته شده. راز روان نویسیتون چیه؟

نرگس ، دختر همسایه

مکالمه ی بالا در یک گروه واتس آپ اتفاق افتاد و جواب فوری من با کلی واکنش خنده همراه بود. که البته با توجه به اینکه من از سوراخ دیوار هم یک جک در می ارم خیلی تعجب نداشت. ولی خب مثل همیشه داستانی هم پشت آن جک وجود داشت که باعث شد که من این پست را بنویسم

نرگس، دختر همسایه

داستان از این قرار است که تا یه سن خوبی، یادم نیست تا چند سالگی، احتمالا تا موقعی که ما از آن محل رفتیم، همه انشاء های من را نرگس، دختر همسایه می نوشت. خداییش خوب می نوشت و من همیشه نمره انشاء بیست می شدم. فکر کنم اولین ریشه سبک نویسندگی ام با خواندن انشاء های نرگس شکل گرفت. بنابراین، بالای فهرست چیزهایی که می خواهم در جواب سوال پیشنهاد کنم این است که یک نرگس در همسایگی پیدا کنید

بخوانید

احتمالا بعد از یک مدت مثلا به این دلیل که شما از همسایگی نرگس می روید یا او از همسایگی شما، مجبور می شوید به جز انشاءهای او چیزهای دیگری هم بخوانید. این را به چشم یک فرصت نگاه کنید و نه تهدید. تا می توانید بخوانید. مهم نیست چی، فقط بخوانید و هی بخوانید تا اینکه چشم هاتون از خواندن کارهای دیگران از حدقه دربیاد و حس کنید حالا نوبت شماست

چیزی برای گفتن داشته باشید

راستش فقط شعرا هستند که بدون اینکه چیزی برای گفتن داشته باشند می توانند بنویسند، خوب و قشنگ هم بنویسند. باقی ما باقالی ها باید چیزی برای گفتن داشته باشیم تا چیزی برای نوشتن داشته باشیم. بنابراین، قبل از اینکه کیبورد را خسته کنید از خودتان بپرسید آیا حرفی برای گفتن دارید یا نه

به تفکر کیبورد احترام بگذارید

اگه بیست سی سال پیش بود، عنوان بود به تفکر خودکار یا مداد احترام بگذارید. با هر چی که می نویسید ، وقتی شروع به نوشتن می کنید اجازه دهید شما را با خودش ببرد. خیلی به این فکر نکنید که قرار است شما را کجا ببرد یا اینکه اگر فلان چیز را فلان جا بنویسی بهتر است یا فلان جا. وقتی آنچه را که دوست داشتی بگویی نوشتی، کلی وقت خواهی داشت برای اینکه به نوشته سر و سامان بدهی و هر چیزی را در جای درست قرار بدی

جای درست هر چی کجاست

یک نوشته، مهم نیست کوتاه باشه یا بلند، همیشه مثل یک داستان می مونه. یه شروع داره و یه پایان با یه سری اتفاق بین شروع و پایان. این قسمت ها باید به هم دیگه متصل باشند و خواننده را کنجکاو کند و با خودش ببرد. اگه یه قسمت را داری شروع می کنی بدون اینکه معلوم باشه چه جوری به قسمت قبل وصل شده بدان و آگاه باش یه جا رو اشتباه کردی

و سخن آخر

با خواندان «چگونه بنویسیم و ننویسیم» شروع کنید


Subscribe
Notify of

1 Comment
Newest
Oldest
Inline Feedbacks
View all comments
Zahra taheri

ممنون بابت پاسختون

1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x