Categories
School Maths

از یک تا انتگرال، قسمت اول

این قسمت: سواد

همه نوشته های قبلی من را به این نتیجه رساند که همه مشکلاتی که در کتاب های درسی به آن اشاره می کنم از بی سوادی بسیاری از مولفین و بدتر از آن عدم تمایل آنها به با سواد شدن است. به همین دلیل تصمیم گرفتم حداقل ابزار با سواد شدن را برای آنها که مجبورند از کتاب های درسی استفاده کنند فراهم کنم و امیدوارم باشم که از آن استفاده کنند. و راستش خیلی امیداورم که استفاده کنند وگرنه اصلا چرا الان داشتند این را می خوانند

ولی قبل از شروع صراحتا بگویم که منظورم از سواد، سواد ریاضی نیست. سواد بیشتری است. سواد آموزش ریاضی. بیشتر است چون برای نوشتن کتاب درسی ریاضی سواد ریاضی داشتن حداقل به اندازه ی آن ریاضیاتی که در موردش می نویسی، لازم است و خوشبختانه مولقین کتاب های درسی از این بخش ماجرا حتی زیاد هم دارند. ولی کتاب درسی نوشتن چیزهای دیگری هم لازم دارد و این نوشته ها فقط به آنچه قابل حصول با خواندن است خواهد پرداخت. برای مثال، احتمالا داشتن تجربه ی معلمی، خلاقیت، و خوش تیپی چیزهای به کار بیایی باشند ولی با خواندن به دست نمی آیند. خلاصه اینکه منظور من از سواد، سوادی است که شما می توانید از خواندن ادبیات آموزش ریاضی کسب کنید. این نوشته ها تلاش خواهند کرد که این ادبیات را به کتاب های درسی ریاضی پیوند بدهد و برای این کار از کتاب ریاضی اول دبستان شروع می کنند و کتاب به کتاب بالا می روند

اعتراف

اعتراف می کنم که وقتی در «سخنی درباره ی دانش آموزان» کتاب خواندم که «سادگی را پیشه ی خود سازند» بی طرفی خودم را نسبت به کتاب از دست دادم. و وقتی «در سخنی با والدین» خواندم  «این تنوّع در زمینه های یادگیری دانش آموزان را می توان در سبک های یادگیری و ساختار انسان شناختی آنها خلاصه کرد.» دیگه بریدم و مطمین شدم که اگه برم یه چیزی درباره ی کتابِ «اسب» بنویسم آرامش بیشتری خواهم داشت. نقل می کنند که کتاب «اسب» هزار صفحه دارد و توسط دیوانه ای در دیوانه خانه و برای اثبات دلیل عاقلی اش نوشته شده. کتاب با پیتیکو پیتیکو شروع می شود و با پیتیکو پیتیکو ادامه می یابد و با پیتیکو پیتوکو خاتمه. حداقل جمله بندی های کتاب «اسب» درست است و معلوم است در آن چه اتفاقی می افتد. دیگه داشتم قانع می شدم که بی خیال شم که به اولین جمله ی قسمت اصلی کتاب رسیدم: «تعداد شکل های مثل هم را بشمار و بگو». این شروع اونقدر نادرست و در تضاد با دانش موجود بود که  به خودم گفتم ببین، تو تخصص نوشتن در مورد «اسب» را نداری، ولی در مورد این اشتباهای آشکار که داری، برای حفظ بی طرفی هم می توانی تمرکز خودت را بر خود موضوعات بگذاری و برای خواننده هایی که دوست دارند با سواد شوند بنویسی

حالا چی

حالا اینکه فردا با کتاب اول دبستان شروع خواهم کرد. صفحه ی اول

دیگر هم به مقدمه و موخره ی کتاب ها و «برنامه درسی» کاری ندارم چون قانع شده ام که کتاب ریاضی ای که با «سادگی را پیشه ی خود سازند» شروع می شود تنها ربطی که می تواند به آموزش ریاضی داشته باشد این است یه آموزشگر ریاضی مثل من پیدا شود و از خودش بپرسد این مزخرفات دیگه چیه

خلاصه اینکه از این پس خیلی مثبت وار جلو خواهم رفت و بیشتر در مورد جایگزین ها خواهم نوشت. ولی حواسم هست که برای آنها که مجبورند کتاب درسی را درس بدهند قابل استفاده باشد